بر اساس تعالیم اسلامى یكى از وظایف مهم هر مسلمان، انتظار ظهور حضرت قائم(عج) است؛ انتظار تحقق وعده الهى بر حاكمیت صالحان و تشكیل دولت اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است. اما آیا هیچ مىدانید كه پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق(علیه السلام) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مىدهند:
«الا اخبركم بما لا یقبلالله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلى. فقال: شهادة ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده [و رسوله] و الاقرار بما امرالله، و الولایة لنا، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة، و الانتظار للقائم - علیهالسلام - ثم قال: ان لنا دولة یجیىء الله بها اذا شاء. ثم قال: من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه، فجدوا وانتظروا، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة.(1)
سپس [امام] فرمود: براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مىسازد. آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج)، بپا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!
آیا شما را خبر ندهم به آنچه كه خداى صاحب عزت و جلال، هیچ عملى را كه جز به آن عمل، از بندگان نمىپذیرد؟ گفتم: بله. فرمود: گواهى دادن به این كه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و این كه محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده او است، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج) .
سپس [امام] فرمود: براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مىسازد. آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج)، بپا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!
براى منتظران زمان غیبت همین پاداش بس كه نام آنها در زمره یاران امام عصر(عج)، و از جمله كسانى ثبت شود كه آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مىكنند.
منبع:
النعمانى، محمدبن ابراهیمبن جعفر، كتاب الغیبة، ص200، ج16/ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص140، ح50 .
۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه
۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه
تأثير مزاح و شوخي بي مورد
اي اينکه بدانيد اصل اين عمل چه اندازه از نظر اسلام مذموم است به اين حديث از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم توجه کنيد:«ان الرجل ليتکلم بکلمة فيضحک بها جلساؤه يهوي بها أبعد من الثريا» (1)گاهي انسان سخني مي گويد تا هم محفلان خود را بخنداند، ولي همان سخن، او را از [از نظر هلاکت و بدبختي] به دورتر از ثريا ساقط مي کند.براي اينکه معلوم شود چگونه شوخي، پرده ها را مي درد و مردم را نسبت به يکديگر گستاخ و بي شرم مي سازد، چند روايت ذکر مي شود:رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرموده است:«کثره المزاح تذهب بماء الوجه» (2)شوخي زياد آبرو را مي برد.امام عسکري عليه السلام فرموده است:«لا تمار فيذهب بهاؤک و لا تمازح فيجترأ عليک» (3)جدال نکن که شخصيتت مي رود و شوخي نکن که بر تو گستاخ مي شوند.حمران بن اعين گويد: خدمت امام باقر عليه السلام شرفياب شدم و عرض کردم: به من وصيتي بفرما. امام فرموده است:«أوصيک بتقوي الله و اياک والمزاح فانه يذهب هيبة الرجل و ماء وجهه» (4)تو را به پرهيزکاري سفارش مي کنم، و ديگر آنکه مبادا شوخي کني که شوخي هيبت و آبروي مرد را مي برد.علي عليه السلام فرموده است:«لا تمازحن صديقا فيعاديک و لا عدوا فيؤذيک» (5)با دوست شوخي نکن که دشمنت مي شود و با دشمن شوخي نکن که تو را مي آزارد.در حديث ديگري مي فرمايد:«من کثر مزاحه لم يخل من حقد عليه او استخفاف به» (6)کسي که زياد شوخي کند به کينه ي اشخاص يا استخفاف و خوار کردن آنان دچار مي گردد.همچنين در وصيتي که اميرالمؤمنين عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام کرده است مي فرمايد:«المزاح تورث الضغائن»(7)شوخي کردن کينه ها ايجاد مي کند.در اين زمينه سخنان فراواني از رهبران بزرگوار ما رسيده است و با بيانهاي مختلف اين نکته را تذکر داده اند که شوخي و مزاح با ايجاد دشمني و کينه ميان افراد موجب دريده شدن پرده هاي اجتماعي گشته، مردم را نسبت به يکديگر گستاخ و بي شرم مي سازد. به اين دليل که اغلب افراد در برابر شوخي ديگران تاب تحمل ندارند تا آن را ناديده گرفته و از آن بگذرند؛ در نتيجه به فکر عکس العمل مي افتند و آن وقت است که به کينه ها و عداوتها و بالأخره زد و خوردها منجر مي شود. بلي، در احوالات بزرگان دين اين گونه بزرگواري ها به چشم مي خورد که در برابر شوخي و مزاح ديگران با بزرگواري از آنها اغماض مي فرمودند.امام چهارم عليه السلام و دلقک مردم مدينهشيخ صدوق رحمه الله از امام صادق عليه السلام روايت کرده است که آن حضرت فرمود: در مدينه مردي بطال و [دلقک] بود که مردم را مي خندانيد و مي گفت: اين مرد (علي بن حسين عليهماالسلام) مرا درمانده و عاجز کرده است و تاکنون نتوانسته ام او را به خنده بيندازم.روزي آن حضرت با دو تن از غلامانش مي گذشت، مرد بطال آمد و رداي آن حضرت را از روي شوخي از دوشش کشيد و برفت. امام عليه السلام هيچ توجهي به او نفرمود. مردم رفتند و رداي آن حضرت را از آن مرد گرفته و آوردند و بر دوش مبارکش انداختند. امام عليه السلام پرسيد: اين مرد که بود؟گفتند: مردي است که مردم مدينه را مي خنداند.حضرت فرمود: به او بگوييد:«ان الله يوما يخسر فيه المبطلون» (8)خداي را روزي است که ابطالگران در آن روز زيان کنند. (9)با اين حال، اين عمل آن قدر زننده و زشت است که گاهي خشم مردان الهي را نيز برانگيخته است و آنان سزاي عمل زشت مسخره کنندگان را کف دستشان گذاشته اند.
رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم و حکم بن ابي العاصحکم بن ابي العاص (پدر مروان که فرزندانش بعدها به خلافت رسيدند) از دشمنان سرسخت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در مکه بود آن حضرت را بسيار مي آزرد و به همين خاطر بود که آن حضرت او و پسرش مروان را از مدينه به طائف تبعيد کرد . از جمله اذيتهاي وي نسبت به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آن بود که هر گاه آن حضرت در کوچه هاي مکه راه مي رفت حکم بن ابي العاص از پشت سر حضرتش مي آمد و از روي مسخرگي راه رفتن و حرکات آن حضرت را تقليد مي کرد و بدين وسيله دشمنان اسلام و مشرکان را مي خندانيد.روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روي خود را برگرداند و همچنان که وي مشغول تقليد رفتار آن حضرت بود به او فرمود: «کن کذلک» (همچنين باش.) از آن پس تا وقتي که مرگش فرارسيد بدنش دائما در حال ارتعاش بود. (10)تا دل مرد خدا نايد به دردهيچ قومي را خدا رسوا نکرداما مردم عادي معمولا در مقابل شوخي تاب نياورده و درصدد انتقام برمي آيند. در ابتدا اگر بتوانند پاسخ مي دهند و اگر نتوانند تنفر شديدي از آن شخص پيدا کرده و کينه اش را به دل مي گيرند و به دنبال فرصتي مي گردند تا انتقام بگيرند.شوخي وزير هارون الرشيد با بهلولروزي يکي از وزراي هارون به بهلول گفت: تو را بشارت باد که خليفه به تو لطف فرموده و به خرس و خوک فرمانروايت ساخته است!بهلول گفت پس مواظب باش که مبادا از فرمان من قدم بيرون نهي، چون خليفه مرا بر شماها حاکم ساخته است!خليفه و اهل مجلس بخنديدند و آن وزير منفعل گرديد.
پی نوشت ها :1- المحجة البيضاء، ج 5، ص 232 .2- بحارالانوار، ج 76، ص 58.3- تحف العقول، ص 486.4- بحارالانوار، ج 76، ص 60.5- غررالحکم، ص 826.6- همان، ص 717.7- کشف المحجة (ط نجف)، ص 170.8- بحارالانوار، ج 46، ص 68.9- همان.10- اسدالغابة، ج 2، ص 34.
رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم و حکم بن ابي العاصحکم بن ابي العاص (پدر مروان که فرزندانش بعدها به خلافت رسيدند) از دشمنان سرسخت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در مکه بود آن حضرت را بسيار مي آزرد و به همين خاطر بود که آن حضرت او و پسرش مروان را از مدينه به طائف تبعيد کرد . از جمله اذيتهاي وي نسبت به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آن بود که هر گاه آن حضرت در کوچه هاي مکه راه مي رفت حکم بن ابي العاص از پشت سر حضرتش مي آمد و از روي مسخرگي راه رفتن و حرکات آن حضرت را تقليد مي کرد و بدين وسيله دشمنان اسلام و مشرکان را مي خندانيد.روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روي خود را برگرداند و همچنان که وي مشغول تقليد رفتار آن حضرت بود به او فرمود: «کن کذلک» (همچنين باش.) از آن پس تا وقتي که مرگش فرارسيد بدنش دائما در حال ارتعاش بود. (10)تا دل مرد خدا نايد به دردهيچ قومي را خدا رسوا نکرداما مردم عادي معمولا در مقابل شوخي تاب نياورده و درصدد انتقام برمي آيند. در ابتدا اگر بتوانند پاسخ مي دهند و اگر نتوانند تنفر شديدي از آن شخص پيدا کرده و کينه اش را به دل مي گيرند و به دنبال فرصتي مي گردند تا انتقام بگيرند.شوخي وزير هارون الرشيد با بهلولروزي يکي از وزراي هارون به بهلول گفت: تو را بشارت باد که خليفه به تو لطف فرموده و به خرس و خوک فرمانروايت ساخته است!بهلول گفت پس مواظب باش که مبادا از فرمان من قدم بيرون نهي، چون خليفه مرا بر شماها حاکم ساخته است!خليفه و اهل مجلس بخنديدند و آن وزير منفعل گرديد.
پی نوشت ها :1- المحجة البيضاء، ج 5، ص 232 .2- بحارالانوار، ج 76، ص 58.3- تحف العقول، ص 486.4- بحارالانوار، ج 76، ص 60.5- غررالحکم، ص 826.6- همان، ص 717.7- کشف المحجة (ط نجف)، ص 170.8- بحارالانوار، ج 46، ص 68.9- همان.10- اسدالغابة، ج 2، ص 34.
خمس و آثار ترک آن
در قرآن مجيد به طور صريح و روشن از واجب شدن خمس و عمده ي موارد مصرف آن سخن به ميان آمده است .آن جا که مي خوانيم :«و اعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساکين و ابن السبيل (1)»«بدانيد آن چه را به دست مي آوريد يک پنجم آن مال خدا و رسول و خويشان او و يتيمان و فقيران و در راه ماندگان است.»به استناد دستور صريح آيه مذکور و بر مبناي آموزه هاي ديني برگرفته از آثار معصومين (ع) تمام فقهاي فتوا داده اند در هفت چيز خمس واجب است:1- غنيمت جنگي که از کفار حربي بدست آمده باشد به هر مقدار که باشد مشروط آن که جنگ با حضور امام معصوم (ع) انجام شده باشد.2- معدن. تمام آن چه از معدن استخراج شود پس از کسر هزينه هاي استخراج به شرط رسيدن به نصاب معيني که در کتاب هاي فقهي و رسايل عمليه تعيين گرديده است.3- گنج. مالي که در زمين يا درخت يا کوه و يا ديوار پنهان شده باشد و کسي آن را پيدا کند پس از کسر مخارج اگر قيمت آن 105 مثقال نقره و يا 15 مثقال طلا برسد خمس آن متعلق به امام (ع) است.4- مال حلال مخلوط به حرام. هرگاه مال حلال با مال حرام به گونه اي مخلوط شود که انسان نتواند آن ها را از يکديگر تشخيص دهد خمس آن، مال امام (ع) است. که در صورت اخراج بقيه ي مال پاک خواهد شد.5- جواهراتي که از طريق غواصي تحصيل شده باشد پس از کسر مخارج غواصي چنان چه قيمت آن ها به 18 نخود طلا برسد خمس آن متعلق امام (ع) است.6- زميني که کافر ذمي از مسلماني بخرد واجب است خمس اصل و يا قيمت آن را به امام (ع) پرداخت نمايد.7- منفعت کسب. پس از کسر مخارج ساليانه هر شخص خمس منافع به دست آمده متعلق به امام (ع) است.بنابراين هر کس مالک يکي از اقلام مشروحه مار الذکر باشد واجب است «خمس» آن ها را به فقيه جامع الشرايط پرداخت کند تا او در مواردي که شارع مقدس مشخص کرده مصرف نمايد و اگر از پرداخت آن سرپيچي نمايد نه تنها مرتکب گناه شده شرعا در بقيه اموال خودش هم نمي تواند تصرف نمايد.الف) آثار ترک خمس با تعمق در روايات وارده و تفحص در اقوال و فتاواي فقهاي شيعه رضوان الله تعالي عليهم اجمعين معلوم مي شود پرداخت نکردن خمس علاوه از اين که خود گناه محسوب مي شود گناهان ديگر را نيز به ارمغان مي آورد:1- نمونه اي از خيانتدر فرهنگ عامه مردم و همين طور در اصطلاح اهل لغت واژه «خيانت» به عمل و کاري اطلاق مي شود که شخصي در مالي که نزد وي به امانت سپرده شده خيانت کند . يعني بدون اجازه صاحب مال در مورد امانت دخل و تصرف نمايد.حضرت رسول اعظم (ص) هنگامي که در جنگ ها غنيمتي نصيب مسلمانان مي گرديد خطاب به آنان مي فرمودند:«اياکم و الغلول الرجل ينکح المرأة أو يرکب الدابة قبل ان نخمس (2)»«از خيانت کردن در غنايم بپرهيزيد، اگر پيش از محاسبه و پرداخت خمس غنيمت، مردي با زني (از اسيران جنگي) ازدواج کند يا مرکبي (از غنايم) را سوار شود آن خيانت در غنايم است.»اين بيان به روشني نشان مي دهد تصرف در غنايم [که يکي از موارد متعلق خمس است] قبل از تخميس آن نوعي خيانت است، و اين بدان معنا است که مال هر کس در حکم امانت در دستان او قرار دارد چنان چه خمس آن را پرداخت نکند به خيانت مرتکب شده و خيانتکار محسوب خواهد شد.برهمين اساس اکثريت قريب باتفاق فقهاي عظام شيعه رضوان الله تعالي عليهم اجمعين فتوا داده اند هيچ کس قبل از تخميس اموال خود حق تصرف در آن را ندارد مگر آن که طبق ضابطه «دست گردان» کند و يا به طور کامل خمس مالش را پرداخت نمايد.2- نمونه اي از غصب مي دانيم، اثبات يد بر مال ديگران بدون مجوز شرعي در حکم غصب است.از طرف ديگر ، اطلاع داريم که يک پنجم اموال هر شخص پس از کسر مخارج ساليانه متعلق حق امام (ع) است. بنابراين وقتي که شخص پس از کسر مخارج ساليانه يک پنجم اموال خود را به امام (ع) تحويل ندهد عملش نمونه اي از غصب محسوب خواهد شد. به نظر مي آيد بيان امام باقر (ع) در خصوص پي آمد عدم پرداخت خمس مي تواند ما را بر اثبات حقيقت سطور ياد شده آشنا کند.آن جا که مي خوانيم :«من اشتري شيئا من الخمس لم يعذره الله اشتري ما لا يحل له (3).»«کسي که از پول خمس (نداده) که خدا عذر او را نپذيرفته چيزي به خرد مثل اين است که او چيز حرام را خريده است.»در جاي ديگر اسحاق بن عمار از حضرت امام باقر (ع) نقل کرده که آن حضرت فرمود:«لا يعذر عبد اشتري من الخمس شيئا، ان يقول : يا رب اشتريته بمالي حتي يأذن له اهل الخمس (4).»«انسان معذور نيست که از مال خمس نداده چيزي بخرد و بگويد: خدايا آن را با مال خودم خريدم مگر اين که صاحب خمس به او اجازه دهد.»همين طور که ملاحظه مي فرماييد امام (ع) در هر دو روايت بر عدم حليت معامله انجام شده تصريح فرموده اند که در مجموع بيانگر اين نکته است که تصرف در مال تخميس نشده نوعي غصب محسوب مي شود.3- نمونه اي از خوردن مال يتيمخوردن مال يتيم از آن جهت قبيح است که «يتيم» قدرت دفاع از خودش را ندارد و نمي تواند مال خودش را از چنگال شخص قدرتمند بيرون بکشد در تشيع چون پس از حکومت چند روزه امام حسن مجتبي حکومت در دست امامان تشيع نبوده است آنان طبعا قادر نبودند که با توسل به قدرت اموال مردم را تخميس نمايند پس در حقيقت نوعي يتيم محسوب مي شده اند که در بيان امام باقر (ع) به اين حقيقت تصريح شده است .ابو بصير مي گويد: از امام باقر (ع) سؤوال کردم:«أصلحک الله ما أسير ما يدخل به العبد النار (5)»«خدا کارهايت را اصلاح فرمايد آسان ترين چيزي که بنده را به آتش مي افکند چيست؟ فرمود:«من أکل مال اليتيم درهما و نحن اليتيم (6)»«کسي که يک درهم از مال يتيم را بخورد و ما يتيم هستيم»4- از موجبات زوال مال به حکم فطرت هر کس طالب مال، و در انديشه افزوني آن است طبق روايات وارده پرداخت «خمس» نه تنها باعث کم شدن ثروت نمي گردد بلکه عاملي است براي افزوني آن به عکس عدم پرداخت خمس از موجبات زوال مال و کم شدن ثروت خواهد بود.امام صادق (ع) در مقام بيان همين معني فرموده اند:«ما من رجل يمنع درهما في حقه الا انفق اثنين في غير حقه و ما من رجل يمنع حقا في ماله إلا طوقه الله به حية من نار يوم القيامة. (7)»«هر کس درهمي از خمس را به مستحق آن ندهد دو درهم در ناحق [و غير رضاي خدا] خرج خواهد کرد، و هر کس حقي را که به مالش تعلق گرفته نپردازد، خداوند در روز قيامت آن مال را به صورت مار آتشين طوق گردنش مي نمايد.»و باز حضرت صادق (ع) در جاي ديگر با بيان ديگري همين معنا را يادآور شده اند:«من منع حقا لله عزوجل انفق في باطل مثليه (8).»«هر که حقوق خدا را نپردازد دو چندان آن مال را در باطن صرف مي نمايد.»5- نمونه اي از پيمان شکني پذيرش دين به معناي تعهد و پيمان بر انجام امورات ديني است و هر کس پس از پذيرش آن به تعهدات خود عمل نکند در واقع پيمان شکني نموده است.پرداخت خمس از واجبات اسلام است . يعني هر مسلماني با پذيرش اسلام عمل به پرداخت خمس را تعهد کرده است و اگر عمل نکند خلاف تعهد محسوب و نوعي پيمان شکني خواهد بود بر همين اساس مي بينيم امام صادق (ع) در تفسير آيه :«ويل للمطففين= واي بر کم فروشان»فرموده اند:«يعني الناقضين لخمسک يا محمد.(9)»يعني اي محمد کساني که خمس تو را مي شکنند [يعني پيمان شکني مي کنند و نمي پردازند]پی نوشت ها :1- سوره انفال آيه 42.2- بصائر الدرجات 5/29.3- تهذيب 136/4.4- بحارالانوار ج96 ص 193.5- وسايل الشيعه ج 6 ص 378.6- من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 41.7- وسائل الشيعه ج 6 ص 378.8- همان.9- بحارالانوار ج 96 ص 189.
پایگاه راسخون
پایگاه راسخون
۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه
سؤالات پيرامون نماز
چرا آقایان باید حمد و سوره نماز های صبح و مغرب و عشا را بلند و نمازهای ظهر و عصر را آهسته بخوانند ؟ ولی خانم ها ...
پرسش: چرا آقایان باید حمد و سوره نماز های صبح و مغرب و عشا را بلند و نمازهای ظهر و عصر را آهسته بخوانند ؟ ولی خانم ها وظیفه دیگری دارند ؟پاسخ : فلسفه و حکمت بیشتر احکام و مقرارت اسلام براى ما مشخص نیست و تنها از باب تعبّد آن ها راپذیرفته ایم ,و چون خداوند متعال و نبى گرامى اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) فرموده اند یقین داریم تمام دستورات آن ها مبتنى بر مصالح و مفاسد واقعی است ;از این رو با جان و دل از آن هااطاعت مى کنیم اگر چه علت گفتارشان را ندانیم . مثلا ما از دستورات دکتر که مى گوید: فلان دارو را بخور, فلان آمپول را تزریق کن و از خوردن فلان غذا خوددارى کن و..., پیروی می کنیم با این که نمى دانیم خاصیت فلان دارو و آمپول چیست ؟جهر و اخفات در نماز نیز تعبدى است و ما فلسفه آن را به طور کامل نمى دانیم . البته وقتى به روایات مراجعه مى کنیم به اشاراتى ازناحیه ائمه معصومین (ع) و شخص پیامبر اکرم (ص) برخورد مى کنیم , لکن نمى توان آن راعلت حقیقى و فلسفه واقعى جهر و اخفات دانست . به این معنا که تمام فلسفه و حکمت در آن خلاصه شود و چیز دیگری نباشد.محمد بن حمران یا محمد با عمران از امام صادق علیه السّلام علت بلند خواندن حمد و سوره را در بعضى نمازها وآهسته خواندن آن را در بعض دیگر پرسید. حضرت فرمود: وقتى که پیامبر (ص) را به آسمان بردند, اولین نمازى که خداوند بر او واجب نمود, نماز ظهر روز جمعه بود و فرشتگان بر او اقتدا کردند. خداوند براى این که عظمت نماز ظهر روز جمعه را به ملائکه نشان دهد به پیامبر (ص) فرمان داد حمد و سوره را بلند بخواند. دومین نمازى که بر او واجب نمود نماز عصر بود, ولى چون کسى بر پیامبر (ص) اقتدا نکرده بوده دستور رسید که آهسته بخواند و بعد نماز مغرب و همین طور عشا را بر او واجب نمود و گروهى ازفرشتگان نیز به او اقتدا کردند. باز دستور رسید که بلند بخواند و سپس وقتى به زمین رسید موقع صبح بود و براى این که عظمت نماز صبح را براى مردم تبیین کند به پیامبر (ص) امر فرمودند که حمد و سوره را بلندبخواند.... (1)درمورد خانم ها می تواند به جهت حرمت ایشان و نرسیدن صدا به نامحرمان این حکم برداشته شده باشد و دیگر بر آن ها واجب نباشد.همان گونه که در برخی احکام دیگر نماز غیر از بلند و آهسته خواندن برخی اختلافات جزئی وجود دارد و اعمال مستحب در مورد زنان و مردان در مواردی جداگانه است.بنا براین بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح بر اساس روایات است که فقهاى عظام به آن ها استدلال کرده اند و مشهور علما بر این عقیده اند, ولى تعدادى از فقها مانند سیدمرتضى به واجب نبودن قرائت جهریه(بلند خواندن) فتوا داده اند و برخی از علما نیز به این حکم گرایش دارند و آن روایات صحیح را نیز حمل بر استحباب جهرکرده اند نه وجوب آن .برخی برای وجوب جهر چنین گفته اند که چون در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح هوا تاریک است بلند خوانده مى شود تا کسانى که در مسجد یا اتاق عبور مى کنند بفهمند که کسى این جا است و نماز مى خواند و نیز گفته اند به این جهت نماز را بلندمى خوانند تا دیگران ساکت بشوند, اما این سخنان نمی تواند چندان موجه و پذیرفته باشد . بنابراین بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى صبح و مغرب وعشاء وجه کاملا مشخصى ندارد و صرف تعبد است (2)
پرسش: چرا آقایان باید حمد و سوره نماز های صبح و مغرب و عشا را بلند و نمازهای ظهر و عصر را آهسته بخوانند ؟ ولی خانم ها وظیفه دیگری دارند ؟پاسخ : فلسفه و حکمت بیشتر احکام و مقرارت اسلام براى ما مشخص نیست و تنها از باب تعبّد آن ها راپذیرفته ایم ,و چون خداوند متعال و نبى گرامى اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) فرموده اند یقین داریم تمام دستورات آن ها مبتنى بر مصالح و مفاسد واقعی است ;از این رو با جان و دل از آن هااطاعت مى کنیم اگر چه علت گفتارشان را ندانیم . مثلا ما از دستورات دکتر که مى گوید: فلان دارو را بخور, فلان آمپول را تزریق کن و از خوردن فلان غذا خوددارى کن و..., پیروی می کنیم با این که نمى دانیم خاصیت فلان دارو و آمپول چیست ؟جهر و اخفات در نماز نیز تعبدى است و ما فلسفه آن را به طور کامل نمى دانیم . البته وقتى به روایات مراجعه مى کنیم به اشاراتى ازناحیه ائمه معصومین (ع) و شخص پیامبر اکرم (ص) برخورد مى کنیم , لکن نمى توان آن راعلت حقیقى و فلسفه واقعى جهر و اخفات دانست . به این معنا که تمام فلسفه و حکمت در آن خلاصه شود و چیز دیگری نباشد.محمد بن حمران یا محمد با عمران از امام صادق علیه السّلام علت بلند خواندن حمد و سوره را در بعضى نمازها وآهسته خواندن آن را در بعض دیگر پرسید. حضرت فرمود: وقتى که پیامبر (ص) را به آسمان بردند, اولین نمازى که خداوند بر او واجب نمود, نماز ظهر روز جمعه بود و فرشتگان بر او اقتدا کردند. خداوند براى این که عظمت نماز ظهر روز جمعه را به ملائکه نشان دهد به پیامبر (ص) فرمان داد حمد و سوره را بلند بخواند. دومین نمازى که بر او واجب نمود نماز عصر بود, ولى چون کسى بر پیامبر (ص) اقتدا نکرده بوده دستور رسید که آهسته بخواند و بعد نماز مغرب و همین طور عشا را بر او واجب نمود و گروهى ازفرشتگان نیز به او اقتدا کردند. باز دستور رسید که بلند بخواند و سپس وقتى به زمین رسید موقع صبح بود و براى این که عظمت نماز صبح را براى مردم تبیین کند به پیامبر (ص) امر فرمودند که حمد و سوره را بلندبخواند.... (1)درمورد خانم ها می تواند به جهت حرمت ایشان و نرسیدن صدا به نامحرمان این حکم برداشته شده باشد و دیگر بر آن ها واجب نباشد.همان گونه که در برخی احکام دیگر نماز غیر از بلند و آهسته خواندن برخی اختلافات جزئی وجود دارد و اعمال مستحب در مورد زنان و مردان در مواردی جداگانه است.بنا براین بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح بر اساس روایات است که فقهاى عظام به آن ها استدلال کرده اند و مشهور علما بر این عقیده اند, ولى تعدادى از فقها مانند سیدمرتضى به واجب نبودن قرائت جهریه(بلند خواندن) فتوا داده اند و برخی از علما نیز به این حکم گرایش دارند و آن روایات صحیح را نیز حمل بر استحباب جهرکرده اند نه وجوب آن .برخی برای وجوب جهر چنین گفته اند که چون در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح هوا تاریک است بلند خوانده مى شود تا کسانى که در مسجد یا اتاق عبور مى کنند بفهمند که کسى این جا است و نماز مى خواند و نیز گفته اند به این جهت نماز را بلندمى خوانند تا دیگران ساکت بشوند, اما این سخنان نمی تواند چندان موجه و پذیرفته باشد . بنابراین بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى صبح و مغرب وعشاء وجه کاملا مشخصى ندارد و صرف تعبد است (2)
توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره)
مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم. باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد. نماز
شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است ]. مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است. اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »قرآن
آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! »
آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»
و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »
نماز شب
« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »
علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »
حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »
توسل به ائمه أطهار(ع)
آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »
توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.
دعا برای فرج امام زمان(ع)
از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.دل هیچ کس را نرنجانید!
دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید! تا توانی دلی بدست آور *** دل شکستن هنر نمی باشد
رفع ناراحتی های روحی
آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند: « لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله هوالسمیع العلیم: هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست. » حق الناس
آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی. خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی.
آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.» اوراد و اذکار معمول
بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار.
رفتن به مساجد
زیارت مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است!
زیارت برادران مومن
زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند. رفع گرفتاری
علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »
حدیث عنوان بصری
آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »
دعای کمیل و زیارت جامعه
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »حضور قلب
حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس: سررشته دولت ای برادر به کف آر *** وین عمر گرانمایه به خسران مسپار یعنی همه جا با همه کس در همه جا *** می دار نهفته چشم دل جانب یار »
توصیه به توبه و استغفار
برادران عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر ما؛ پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم. پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را. سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است. [ منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در حد امکان ]. پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی که در اثر گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم نمائید.
« مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند: استغفر الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب إلیه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. » برآورده شدن حاجت
« مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. »
عرضه خود به امیرالمؤمنین
حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید: « روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت: شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است: اول این که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. » دعای "یا من احتجب..."
« آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است.
این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. » تقویت حافظه
آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند. مدد از روح بزرگان
« آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید. » عمل به دانسته ها
برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.
کلید سعادت دنیا و آخرت
سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!
و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی: اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛ و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛ و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛و « واقعه» در شبها؛ و مواظبت بر نوافل لیلیه؛ و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. »
مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی.
شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است ]. مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است. اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »قرآن
آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! »
آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»
و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »
نماز شب
« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »
علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »
حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »
توسل به ائمه أطهار(ع)
آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »
توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.
دعا برای فرج امام زمان(ع)
از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.دل هیچ کس را نرنجانید!
دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید! تا توانی دلی بدست آور *** دل شکستن هنر نمی باشد
رفع ناراحتی های روحی
آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند: « لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله هوالسمیع العلیم: هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست. » حق الناس
آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی. خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی.
آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.» اوراد و اذکار معمول
بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار.
رفتن به مساجد
زیارت مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است!
زیارت برادران مومن
زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند. رفع گرفتاری
علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »
حدیث عنوان بصری
آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »
دعای کمیل و زیارت جامعه
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »حضور قلب
حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس: سررشته دولت ای برادر به کف آر *** وین عمر گرانمایه به خسران مسپار یعنی همه جا با همه کس در همه جا *** می دار نهفته چشم دل جانب یار »
توصیه به توبه و استغفار
برادران عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر ما؛ پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم. پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را. سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است. [ منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در حد امکان ]. پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی که در اثر گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم نمائید.
« مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند: استغفر الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب إلیه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. » برآورده شدن حاجت
« مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. »
عرضه خود به امیرالمؤمنین
حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید: « روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت: شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است: اول این که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. » دعای "یا من احتجب..."
« آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است.
این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. » تقویت حافظه
آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند. مدد از روح بزرگان
« آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید. » عمل به دانسته ها
برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.
کلید سعادت دنیا و آخرت
سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!
و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی: اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛ و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛ و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛و « واقعه» در شبها؛ و مواظبت بر نوافل لیلیه؛ و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. »
مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی.
فوايد نماز
1- شست و شوي گناهان قال رسول الله – صلي الله عليه و اله : مَثَلُ الصَّلَواتِ الخَمْس ِكَمَثَلِ نَهْرٍجَارٍ عَذْبٍ عَلي بَابِ اَحَدِكُمْ يَغْتَسِلُ فِيهِ كُلُّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ فَمَا يَبْقَي ذلِكَ النَّهْرُ مِنَ الدَّنَسِ؛ نمازهاي پنجگانه به نهر جاري گوارايي مي مانند كه بر در خانه هايتان روان است و هر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو مي دهيد ، پس هيچ پليدي باقي نمي ماند . { كنزالعمال ،ج7، ص291، حديث 18931 } 2- وسيلة نجاتقال رسول الله – صلي الله عليه و اله : خَمْسُ صَلَواتٍ ، مَنْ حَافَظَ عَلَيْهِنَّ كَانَتْ لَهُ نُوراً وَ بُرهاناً وَ نَجاةٍ يَوْمَ القِيامَةِ ؛ كسي كه بر نمازهاي پنجگانه محافظت و مراقبت نمايد ، اين نمازها براي او در قيامت نور و وسيلة نجات خواهد بود . { كنزالعمال،ج7،حدايث 18862 } 3 – حسادت شيطان قال اميرالمومنين علي – عليه السلام : إذَا قَامَ الرَّجُلُ اِليَ الصَّلاةِ اَقْبَلَ إلَيْهِ إبْليسُ يَنْظُرُ إلَيْهِ حَسَداً لِمَا يَري مِنْ رَحْمَهِ اللهِ الَّتِي تَغْشَاهُ ؛ هنگامي كه كسي به نماز برمي خيزد، شيطان مي آيد و به نظر حسادت به او نگاه مي كند، زيرا مي بيند كه رحمت خدا او را فراگرفته است . 4 - تقرّب به خدا قال اميرالمومنين علي – عليه السلام : الصَّلاةُ قُربَانُ كُلِّ تَقِيٍّ ؛ نمازخواندن وسيلة نزديكي به خدااست براي هرشخص پرهيزكار. { من لايحضره الفقيه، ج1، ص56،ح16 } 5 – ثمرة نماز قال رسول الله – صلي الله عليه و اله : لاصَلاةَ لِمَنْ لَمْ يُطِعِ الصَّلاةَ وَ طَاعَة ُ الصّلاةِ اَن تَنْهي عَنِ الفَحْشَاءِ وَ المُنْكَرِ؛ كسي كه مطيع نماز نباشد ، نمازش كامل نيست و اطلاعت از نماز همان دوري از فحشاء و منكر است . (طاعت وپيروي از نماز به اين است كه نماز او را از فحشاء و منكرات و زشتيها باز دارد). { بحارالانوار،ج82،ص198 }
اسرار نماز در کلام امیر مومنان علی علیه السلام
جابر بن عبدالله انصارى گويد: روزى به همراه مولاى متّقيان، امام على عليه السلام بودم، شخصى را ديديم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آيا معنا و مفهوم نماز را مىدانى كه چگونه و براى چه مىباشد؟ اظهار داشت: آيا براى نماز مفهومى غير از عبادت هم هست؟ حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله عليه و آله را به نبوّت مبعوث گردانيد، نماز داراى تأويل و مفهومى است كه تمام معناى عبوديّت در آن خواهد بود. آن شخص عرض كرد: پس مرا تعليم فرما. امام فرمود: معنا و مفهوم اولين تكبير آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از اين كه داراى قيام و قعود باشد. دومين تكبير يعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمىباشد. سومين تكبير يعنى؛ نمىتوان خداوند را به جسمى تشبيه كرد. چهارمين تكبير يعنى؛ چيزى بر خداوند عارض نمىشود. پنجمين تكبير مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چيزى در او حلول مىكند. ششمين تكبير معنايش اين است كه زوال و انتقال و نيز تغيير و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد. و هفتمين تكبير يعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون ديگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نيست. سپس در ادامه فرمايش خود فرمود: معناى ركوع آن است كه مىگویى: خداوندا! من به تو ايمان آوردهام و از آن دست بر نمىدارم، گرچه گردنم زده شود. و چون سر از ركوع بر مىدارى و مىگوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمين» يعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آوردهاى و من چيزى نبوده و نيستم، پس هستى مطلق تویى. و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفريدهاى؛ و سر بلند كردن از سجده يعنى؛ مرا از خاك خارج گرداندهاى. و همين كه دومين بار سر بر سجده گذارى يعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مىگردانى؛ و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همين خاك در روز قيامت براى بررسى اعمال خارج مىگردانى. و مفهوم تشهّد، تجديد عهد و ميثاق و اعتقاد به وحدانيّت خداوند؛ و نيز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولايت اهلبيت او عليهم صلوات الله مىباشد. و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ايمنى از عذاب قيامت باشد. منبع: مستدرك الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5/ بحار الانوار:، ج 84، ص 253، ح 38.
در آخر نماز به چه كسانی سلام میدهی؟
.سلام كلمهایست زیبا كه هم بر كام شیرین میآید و هم با معنای خوشش، رابطهی میان گویند و شنوندهاش را گرم میكند. سلام به معنی سلامتی و امنیت است و وقتی بر كسی سلام میدهی، به او میگویی كه تو از سوی من در امانی و خیالت تخت كه تا با منی خاطرت آسوده خواهد بود. و خلاصه آنكه سلامت یعنی سرت سلامت! سلام را معمولا وقتی میگویی كه با كسی چهره به چهره شوی، آنگاه است كه حضورت را با طنین سلام، سبز میكنی و نیز خاطر او را. به نماز فكر كردهای؟ در آن پایان نماز حواست هست كه با چه كسانی مواجه میشوی و بر آنان گلِ سلام هدیه میكنی؟ ... وقتی كه نماز را به انتها میرسانی شهادتین را كه گفتی بعد از صلوات بر پیامبر و خاندانش شروع به دادن سلام میكنی. سلام اول، یعنی همان جمله "السلام علیك ایها النبى..." كاملا مشخص است كه خطاب به پیامبر گرامى اسلام مىباشد. همچنان كه قرآن به آن سفارش كرده است (احزاب، 56). اما سلامهای بعدی چه؟ جملهی "السلام علینا و علی عباد الله الصالحین" خطاب به خودمان و بندگان نیكوكار خدا (به ویژه در نماز جماعت) است. مسلمانان، در هر نمازى پیوند دوستى با همهی بندگان نیكوكار خدا را به خود تلقین مىكنند و درود صلح را بر بندگان نیكوكار مىفرستند. و جمله "السلام علیكم و رحمةالله و بركاته" بنابر قولی، خطاب به انبیا، ملائكه و امامان معصوم مىباشد.(1) و بنابر قولی دیگر، خطاب به جمیع مؤمنان؛ یعنى سلام و رحمت و بركات خداوند برشما مؤمنان.(2) در پایان ملاقتت با خدا؛ وقتی كه از عرش برمیگردی، اولین كسی كه با او مواجه میشوی رسول خداست. حال خودت را تصور كن كه در مقابل پیامبر خدا نشستهای؛ كه این تصور نیست، بلكه واقعیت است؛ حالا خودت بگو كه چگونه به او سلام میكنی؟
اسرار وضو
.اي كسانيكه ايمان بخدا آورديد، برخيزيد از براي نماز و بشوييد رويها، و دستها را تا مرفق و مسح كنيد سر و پاها را تا دو كعب(9 مائده)
اي بپندار وجود آلوده، خود را پاك ساز كاين طهارت سالك ره را، نمازي مي كند تلخيص وضو، عبارت از دو شستن و دو مسح است. وضو نيز كه خود در جزو طهارت ظاهر است، داراي آداب ظاهريه و باطنيه مي باشد، و در اين هر دو نيز اسرار و رموزي نهفته است، كه ما به لحاظ دوري جستن از اطاله كلام و خودداري از ايجاد ملال براي خوانندگان عزيز، بدون تفكيك آن دو، اجمالا بذكر بعضي از آن اسرار و رموز اكتفا مي نماييم: همين وضو، كه عبارت از دو شستن و دو مسح است( و شايد برخي از عوام الناس بنظر ناچيزي بر آن بنگرند) با قطع نظر از ازاله چرك ظاهر و پليديهاي جسمي كه موجب حفظ بهداشت عمومي بدن است، داراي حكمتها، تذكرات، تنبيهات و بيدار باشهايي است كه هر گاه فرد نمازگزار بدانها پي برده و همانطور كه در اخبار ائمه اطهار عليهم السلام است و بوسيله علماء والامقام و حجج اسلام (كثر الله امثالهم و ايدهم بتاييداته) ترجمه و تلخيص گرديده و راه اجراي آنرا نموده اند معمول گردد، اصلاح باطن را متضمن بوده و بالفطره اصلاح نفس نيز بر آن مرتبت خواهد بود. با رعايت آن آداب و اسرار، همينكه نمازگزار، دل از غير خدا پاك ساخت، نيمي از عمل معرفتش كامل گشته و خود را با خدايتعالي مانوس مي يابد، تدريجا بسياري از حقايق را در باطن خود دريافته و در نيمه ديگر از عمل معرفت، نوبت بتابش انوار جلال عظمت الهي ميرسد. اينجاست كه نمازگزار، بعظمت خلقت آگاه و باسرار دين آشنا گرديده و از روي شوق و رغبت، باطاعت و بندگي خدا مي پردازد. آنگاه، انس بخدا را انجام شده، نفس خويش را آباد و منظور از عبادتش را بحصول پيوسته مي نگرد(اللهم الرزقنا) در امر وضو، مستحبات و مندوباتي است كه آداب آن در كتب فقهيه واضح و روشن است، و ما اكنون ببرخي از رموز و حكمتهاي آن اشاره نموده و سپس اهم اسرار و آداب آنها را متذكر مي شويم. در شستن مواضع وضو، بايد بدانيم، اعضاء و جوارحي كه امر بشستن آنها شده، چون در امور دنيوي بيش از ساير اعضاء بدن دخالت داشته و در كدورات طبيعت فرورفته، در تاريكي حوادث( نسبت بكارهاي روزانه) بيشتر مباشرت داشته و در نتيجه از اهليت در عبادت و مناجات خداوندي خارج شده اند، اكنون شستن آنها واجب گرديده است. حكمت ديگر امر به وضو اينستكه بنده براي حصول قابليت در مذاكره و مكالمه با پروردگار خود، آماده و پاكيزه گشته، كسالت از وجودش برطرف و خواب از چشمانش بدر رود. امر بوجوب شستن صورت و دستها، و مسح سر و پاها، از اين رو است كه اين اعضاء در نماز بيشتر بكار مي آيد. زيرا كه سجده و خضوع بوسيله صورت و عرض حاجات با سر و رو بقبله انجام مي گيرد. پاها نيز، قيام و قعود نماز را بجا مي اورند. از آنجا كه دل و قلب انسان كه رييس و مدبر بزرگ اعضاء و جوارح است، محل نظر و رحمت و مورد عنايت ذات مقدس خداوند يكتا و بي همتا است، نماز گزار بايد، بشروع وضو متذكر باشد كه عزم بازگشت بسوي حضرت پروردگار را دارد، و لذا در نيت خود قصد كند كه دل را از علايق خسيسه دنيوي و اخلاق ذميمه پاك سازد، و سپس قبل از هر عمل ديگر خود را از كثافات خالي و از خباثت عاري نمايد، تا بدن آرام و راحت شده، براي معراج قابل و آماده گردد. كثافات بر سه قسم طبقه بندي شده است: اول: حدث اكبر، كه غسل را ايجاب مي نمايد. دوم: حدث اصغر، كه وضو را لازم مي سازد. سوم: ساير كثافات و نجاسات و پليديهاي بدن (كه ازاله آنها لازم است.) زيرا هر چيزي جا و محل معيني دارد( همچنانكه جاي درندگان در خلل و جبال جنگل، و جاي ماهيان در آب، و محل پرندگان در فضاي پهناور، و جولانگه خزندگان در زمين خاكي است.) ادمي را با همراه داشتن جزيي از اواع كثافات، در ملكوت و مجلس قرب الهي راه نيست تا بتواند، با آن حال ناشايست، بنماز قيام و در اين معراج قدم نهاده، با ارواح مقدسه و نفوس قدسيه هم افق گردد، و اين مسلم است كه ناپاكانرا با مجالس پاكان، و اسيران را با منازي ازادگان نسبتي نيست. عنايت الهي را بنگريد كه چگونه خير و صلاح بندگان در تمام حركات و اطوار و رفتار مطمح نظر قرار گرفته است. و از سويي نماز گزار بايد توجه داشته باشد حال كه قصد شروع معراج را دارد، تنها با شستشوي ظاهري پليديهاي بدن، وي را به اين عوالم راه نيست، مگر اينكه دلرا نيز از صفات رذيله و شهوات خبيثه پاك ساخته، عزم خويش را جزم نمايد، تا اعضاء خود را كه جزء الات شهويه بوده اند از شهوات دنيا باز گيرد، بنحويكه صفا و نورانيت در تطهير همه اعضايش اثر بخشد. فرد نماز گزار علاوه بر پاك نمودن ظاهر بدن بايد در ستردن فضولات غير ظاهر نيز كوشا بوده و فضولات غير نجس را زدوده و مندوبات وضو را از ناخن گرفتن، و پيش از وضو هر دو دست را تا مچ شستن، دندان مسواك كردن را رعايت نمايد و بالاخره بهنگام شروع بكار وضو در دل بگذراند كه اجراي اين امور و رعايت جزييات آنها همه براي عبادت و راز و نياز بدرگاه معبود چاره ساز است. در تاييد اهميت وضو، ضمن روايات مي خوانيم كه رخسار مبارك رسول اكرم ص بوقت وضو دگرگون مي شد. وقتي از حضرتش علت دگرگوني و تغيير رخسار مبارك را كه بهنگام وضو دست ميداد پرسيدند، فرمود: هنگام اداي امانتي رسيده است كه خدايتعالي آنرا باسمانها و زمين عرضه كرد و همه از تحمل آن ابا كردند.
اي بپندار وجود آلوده، خود را پاك ساز كاين طهارت سالك ره را، نمازي مي كند تلخيص وضو، عبارت از دو شستن و دو مسح است. وضو نيز كه خود در جزو طهارت ظاهر است، داراي آداب ظاهريه و باطنيه مي باشد، و در اين هر دو نيز اسرار و رموزي نهفته است، كه ما به لحاظ دوري جستن از اطاله كلام و خودداري از ايجاد ملال براي خوانندگان عزيز، بدون تفكيك آن دو، اجمالا بذكر بعضي از آن اسرار و رموز اكتفا مي نماييم: همين وضو، كه عبارت از دو شستن و دو مسح است( و شايد برخي از عوام الناس بنظر ناچيزي بر آن بنگرند) با قطع نظر از ازاله چرك ظاهر و پليديهاي جسمي كه موجب حفظ بهداشت عمومي بدن است، داراي حكمتها، تذكرات، تنبيهات و بيدار باشهايي است كه هر گاه فرد نمازگزار بدانها پي برده و همانطور كه در اخبار ائمه اطهار عليهم السلام است و بوسيله علماء والامقام و حجج اسلام (كثر الله امثالهم و ايدهم بتاييداته) ترجمه و تلخيص گرديده و راه اجراي آنرا نموده اند معمول گردد، اصلاح باطن را متضمن بوده و بالفطره اصلاح نفس نيز بر آن مرتبت خواهد بود. با رعايت آن آداب و اسرار، همينكه نمازگزار، دل از غير خدا پاك ساخت، نيمي از عمل معرفتش كامل گشته و خود را با خدايتعالي مانوس مي يابد، تدريجا بسياري از حقايق را در باطن خود دريافته و در نيمه ديگر از عمل معرفت، نوبت بتابش انوار جلال عظمت الهي ميرسد. اينجاست كه نمازگزار، بعظمت خلقت آگاه و باسرار دين آشنا گرديده و از روي شوق و رغبت، باطاعت و بندگي خدا مي پردازد. آنگاه، انس بخدا را انجام شده، نفس خويش را آباد و منظور از عبادتش را بحصول پيوسته مي نگرد(اللهم الرزقنا) در امر وضو، مستحبات و مندوباتي است كه آداب آن در كتب فقهيه واضح و روشن است، و ما اكنون ببرخي از رموز و حكمتهاي آن اشاره نموده و سپس اهم اسرار و آداب آنها را متذكر مي شويم. در شستن مواضع وضو، بايد بدانيم، اعضاء و جوارحي كه امر بشستن آنها شده، چون در امور دنيوي بيش از ساير اعضاء بدن دخالت داشته و در كدورات طبيعت فرورفته، در تاريكي حوادث( نسبت بكارهاي روزانه) بيشتر مباشرت داشته و در نتيجه از اهليت در عبادت و مناجات خداوندي خارج شده اند، اكنون شستن آنها واجب گرديده است. حكمت ديگر امر به وضو اينستكه بنده براي حصول قابليت در مذاكره و مكالمه با پروردگار خود، آماده و پاكيزه گشته، كسالت از وجودش برطرف و خواب از چشمانش بدر رود. امر بوجوب شستن صورت و دستها، و مسح سر و پاها، از اين رو است كه اين اعضاء در نماز بيشتر بكار مي آيد. زيرا كه سجده و خضوع بوسيله صورت و عرض حاجات با سر و رو بقبله انجام مي گيرد. پاها نيز، قيام و قعود نماز را بجا مي اورند. از آنجا كه دل و قلب انسان كه رييس و مدبر بزرگ اعضاء و جوارح است، محل نظر و رحمت و مورد عنايت ذات مقدس خداوند يكتا و بي همتا است، نماز گزار بايد، بشروع وضو متذكر باشد كه عزم بازگشت بسوي حضرت پروردگار را دارد، و لذا در نيت خود قصد كند كه دل را از علايق خسيسه دنيوي و اخلاق ذميمه پاك سازد، و سپس قبل از هر عمل ديگر خود را از كثافات خالي و از خباثت عاري نمايد، تا بدن آرام و راحت شده، براي معراج قابل و آماده گردد. كثافات بر سه قسم طبقه بندي شده است: اول: حدث اكبر، كه غسل را ايجاب مي نمايد. دوم: حدث اصغر، كه وضو را لازم مي سازد. سوم: ساير كثافات و نجاسات و پليديهاي بدن (كه ازاله آنها لازم است.) زيرا هر چيزي جا و محل معيني دارد( همچنانكه جاي درندگان در خلل و جبال جنگل، و جاي ماهيان در آب، و محل پرندگان در فضاي پهناور، و جولانگه خزندگان در زمين خاكي است.) ادمي را با همراه داشتن جزيي از اواع كثافات، در ملكوت و مجلس قرب الهي راه نيست تا بتواند، با آن حال ناشايست، بنماز قيام و در اين معراج قدم نهاده، با ارواح مقدسه و نفوس قدسيه هم افق گردد، و اين مسلم است كه ناپاكانرا با مجالس پاكان، و اسيران را با منازي ازادگان نسبتي نيست. عنايت الهي را بنگريد كه چگونه خير و صلاح بندگان در تمام حركات و اطوار و رفتار مطمح نظر قرار گرفته است. و از سويي نماز گزار بايد توجه داشته باشد حال كه قصد شروع معراج را دارد، تنها با شستشوي ظاهري پليديهاي بدن، وي را به اين عوالم راه نيست، مگر اينكه دلرا نيز از صفات رذيله و شهوات خبيثه پاك ساخته، عزم خويش را جزم نمايد، تا اعضاء خود را كه جزء الات شهويه بوده اند از شهوات دنيا باز گيرد، بنحويكه صفا و نورانيت در تطهير همه اعضايش اثر بخشد. فرد نماز گزار علاوه بر پاك نمودن ظاهر بدن بايد در ستردن فضولات غير ظاهر نيز كوشا بوده و فضولات غير نجس را زدوده و مندوبات وضو را از ناخن گرفتن، و پيش از وضو هر دو دست را تا مچ شستن، دندان مسواك كردن را رعايت نمايد و بالاخره بهنگام شروع بكار وضو در دل بگذراند كه اجراي اين امور و رعايت جزييات آنها همه براي عبادت و راز و نياز بدرگاه معبود چاره ساز است. در تاييد اهميت وضو، ضمن روايات مي خوانيم كه رخسار مبارك رسول اكرم ص بوقت وضو دگرگون مي شد. وقتي از حضرتش علت دگرگوني و تغيير رخسار مبارك را كه بهنگام وضو دست ميداد پرسيدند، فرمود: هنگام اداي امانتي رسيده است كه خدايتعالي آنرا باسمانها و زمين عرضه كرد و همه از تحمل آن ابا كردند.
۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سهشنبه
موسی گفت ؛ خداگفت
موسی گفت: پاداش كسى كه كافرى را به سوى اسلام دعوت كند چيست ؟ فرمود : به او درباره هركسى كه بخواهد اجازه شفاعت مى دهم .
پرسش هاى موسى از خدا و پاسخ خدانه تنها موسى بن عمران بلكه بسيارى از پيامبران بويژه پيامبر بزرگ اسلام پرسش هايى درباره معارف و حقايق از حضرت حق داشتند كه خداى مهربان پاسخ آنان را عنايت كرده است .
بخش مهمى از اين پرسش ها در رابطه با حسنات اخلاقى بوده كه در اين زمينه به يك قطعه از اين پرسش ها كه موسى بن عمران از حضرت حق داشته و پاسخ هاى بسيار مهمى شنيده اشاره مى رود .
امام عسكرى (عليه السلام) مى فرمايد : هنگامى كه موسى بن عمران با خدا سخن مى گفت عرضه داشت : خدايا ! پاداش كسى كه شهادت دهد من فرستاده و پيامبر توام و تو با من سخن مى گويى چيست ؟ خدا فرمود : فرشتگانم به سوى او مى آيند و وى را به بهشتم بشارت مى دهند .
موسى گفت : پاداش كسى كه در پيشگاهت مى ايستد و همواره نماز به جا مى آورد چيست ؟ فرمود : به خاطر ركوع و سجود و قيام و قعودش به فرشتگانم مباهات مى كنم ، و كسى كه به فرشتگانم به او مباهات كنم او را عذاب نخواهم كرد .
موسى گفت : پاداش كسى كه به خاطر خشنوديت مسكينى را طعام دهد چيست ؟ فرمود : فرمان مى دهم ندا دهنده اى بر فراز همه خلايق ندا دهد فلان پسرِ فلان از آزاد شده هاى خدا از آتش دوزخ است .
موسى گفت : پاداش كسى كه صله رحم كند چيست ؟ فرمود : مرگش را به تأخير مى اندازم و سكرات موت را بر او آسان مى كنم ، و خزانه داران بهشت او را ندا مى كنند به سوى ما بيا و از هر درى كه خواستى وارد بهشت شو .
موسى گفت : پاداش كسى كه آزارش را از مردم نگاه دارد و نيكى و خيرش را به مردم برساند چيست ؟ فرمود : روز قيامت ، آتش به او ندا مى كند كه تو را بر من راهى نيست .
گفت : پاداش كسى كه با زبان و دلش تو را ياد كند چيست ؟ فرمود : موسى ! او را در قيامت در سايه عرشم قرار مى دهم و در حمايت خود مى گيرم .
گفت : پاداش كسى كه پنهان و آشكار آيات حكيمانه ات را تلاوت كند چيست ؟ فرمود : اى موسى ! چون برق بر صراط خواهد گذشت .
گفت : پاداش كسى كه بر آزار و سرزنش مردم چون وابسته به تو است صبر كند چيست ؟ فرمود : او را در برابر ترس هاى روز قيامت يارى مى دهم .
گفت : پاداش كسى كه چشم هايش از خشيت تو اشك بريزد چيست ؟ فرمود : چهره اش را از حرارت آتش دوزخ حفظ مى كنم و او را از روز فزع اكبر ايمنى مى دهم .
گفت : پاداش كسى كه به خاطر حياى از تو خيانت را ترك كند چيست ؟ فرمود : روز قيامت براى او ايمنى است .
گفت : پاداش كسى كه به اهل طاعتت محبت ورزد چيست ؟ فرمود : او را بر آتش دوزخ حرام مى كنم .
گفت : پاداش كسى كه مؤمنى را عمداً به قتل برساند چيست ؟ فرمود : روز قيامت به او نظر رحمت نمى اندازم و از لغزشش گذشت نمى كنم .
گفت : پاداش كسى كه كافرى را به سوى اسلام دعوت كند چيست ؟ فرمود : به او درباره هركسى كه بخواهد اجازه شفاعت مى دهم .
گفت : پاداش كسى كه نمازهايش را به وقت بخواند چيست ؟ فرمود : درخواست هايش را به او عطا مى كنم و بهشتم را بر او مباح مى نمايم .
گفت : پاداش كسى كه وضويش را براى خشيت تو كامل و تمام انجام دهد چيست ؟ فرمود : او را روز قيامت برمى انگيزم در حالى كه ميان دو چشمش نورى است كه مى درخشد .
گفت : پاداش كسى كه روزه رمضان را به خاطر رضا و خشنودى تو بگيرد چيست ؟ فرمود : او را در قيامت در جايگاهى قرار مى دهم كه در آن ترسى نيست . . .(52) .
پرسش هاى موسى از خدا و پاسخ خدانه تنها موسى بن عمران بلكه بسيارى از پيامبران بويژه پيامبر بزرگ اسلام پرسش هايى درباره معارف و حقايق از حضرت حق داشتند كه خداى مهربان پاسخ آنان را عنايت كرده است .
بخش مهمى از اين پرسش ها در رابطه با حسنات اخلاقى بوده كه در اين زمينه به يك قطعه از اين پرسش ها كه موسى بن عمران از حضرت حق داشته و پاسخ هاى بسيار مهمى شنيده اشاره مى رود .
امام عسكرى (عليه السلام) مى فرمايد : هنگامى كه موسى بن عمران با خدا سخن مى گفت عرضه داشت : خدايا ! پاداش كسى كه شهادت دهد من فرستاده و پيامبر توام و تو با من سخن مى گويى چيست ؟ خدا فرمود : فرشتگانم به سوى او مى آيند و وى را به بهشتم بشارت مى دهند .
موسى گفت : پاداش كسى كه در پيشگاهت مى ايستد و همواره نماز به جا مى آورد چيست ؟ فرمود : به خاطر ركوع و سجود و قيام و قعودش به فرشتگانم مباهات مى كنم ، و كسى كه به فرشتگانم به او مباهات كنم او را عذاب نخواهم كرد .
موسى گفت : پاداش كسى كه به خاطر خشنوديت مسكينى را طعام دهد چيست ؟ فرمود : فرمان مى دهم ندا دهنده اى بر فراز همه خلايق ندا دهد فلان پسرِ فلان از آزاد شده هاى خدا از آتش دوزخ است .
موسى گفت : پاداش كسى كه صله رحم كند چيست ؟ فرمود : مرگش را به تأخير مى اندازم و سكرات موت را بر او آسان مى كنم ، و خزانه داران بهشت او را ندا مى كنند به سوى ما بيا و از هر درى كه خواستى وارد بهشت شو .
موسى گفت : پاداش كسى كه آزارش را از مردم نگاه دارد و نيكى و خيرش را به مردم برساند چيست ؟ فرمود : روز قيامت ، آتش به او ندا مى كند كه تو را بر من راهى نيست .
گفت : پاداش كسى كه با زبان و دلش تو را ياد كند چيست ؟ فرمود : موسى ! او را در قيامت در سايه عرشم قرار مى دهم و در حمايت خود مى گيرم .
گفت : پاداش كسى كه پنهان و آشكار آيات حكيمانه ات را تلاوت كند چيست ؟ فرمود : اى موسى ! چون برق بر صراط خواهد گذشت .
گفت : پاداش كسى كه بر آزار و سرزنش مردم چون وابسته به تو است صبر كند چيست ؟ فرمود : او را در برابر ترس هاى روز قيامت يارى مى دهم .
گفت : پاداش كسى كه چشم هايش از خشيت تو اشك بريزد چيست ؟ فرمود : چهره اش را از حرارت آتش دوزخ حفظ مى كنم و او را از روز فزع اكبر ايمنى مى دهم .
گفت : پاداش كسى كه به خاطر حياى از تو خيانت را ترك كند چيست ؟ فرمود : روز قيامت براى او ايمنى است .
گفت : پاداش كسى كه به اهل طاعتت محبت ورزد چيست ؟ فرمود : او را بر آتش دوزخ حرام مى كنم .
گفت : پاداش كسى كه مؤمنى را عمداً به قتل برساند چيست ؟ فرمود : روز قيامت به او نظر رحمت نمى اندازم و از لغزشش گذشت نمى كنم .
گفت : پاداش كسى كه كافرى را به سوى اسلام دعوت كند چيست ؟ فرمود : به او درباره هركسى كه بخواهد اجازه شفاعت مى دهم .
گفت : پاداش كسى كه نمازهايش را به وقت بخواند چيست ؟ فرمود : درخواست هايش را به او عطا مى كنم و بهشتم را بر او مباح مى نمايم .
گفت : پاداش كسى كه وضويش را براى خشيت تو كامل و تمام انجام دهد چيست ؟ فرمود : او را روز قيامت برمى انگيزم در حالى كه ميان دو چشمش نورى است كه مى درخشد .
گفت : پاداش كسى كه روزه رمضان را به خاطر رضا و خشنودى تو بگيرد چيست ؟ فرمود : او را در قيامت در جايگاهى قرار مى دهم كه در آن ترسى نيست . . .(52) .
چرا 17 ركعت ؟
فلسفه صحیح 17 رکعتی بودن نماز را از منابع معتبر شیعی می خوانیم :امام صادق علیه السلام فرمود:« خداوند نماز را بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به صورت دو رکعتی واجب کرد که مجموع آنها در شبانهروز ده رکعت میشد. پیامبر به هر نماز دو رکعتی، دو رکعت و به نماز مغرب، یک رکعت اضافه کرد. خداوند نیز این حکم را تأیید فرمود و از آن پس بر مسلمانان 17 رکعت نماز روزانه واجب شد.»منبع: وسائل الشیعه، ج4، ص45 توضیح : همانطور که می دانیم پیامبر اسلام شان مشرّع بودن را هم داشتند . یعنی اجازه تشریع احکام . تغییری که در تعداد رکعات نماز صورت پذیرفت بعد از هجرت به مدینه رخ داد . و خداوند این درخواست پیامبر خود را تایید و امضا فرمودند . و این عظمت شخصیت نورانی پیامبر اسلام را می رساند و شبهه اشتباه کردن و عوض شدن حکمت الهی در آن راه ندارد . و زمان این تشریع هم بعد از مکه بود و حال آنکه معراج در مکه بود . پس باید به دنبال زمان دیگری باشیم .مرحوم شیخ صدوق در كتاب فقيه (کتاب صلاه ص 285) به سند خود از سعيد بن مسيب روايت كرده كه : ((وى از على بن الحسين (عليهماالسلام ) پرسيده است ، چه وقت نماز بدين طريق كه امروز واجب است بر مسلمانان واجب شد؟فرمود: در مدينه وبعد از ظهور اسلام وقوت گرفتن آن ، كه خداوند جهاد را بر مسلمانان واجب نمود، آنگاه رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) هفت ركعت به آن اضافه كرد، دوركعت در نماز ظهر ودوركعت در عصر ويك ركعت در مغرب ودوركعت در عشاء ونماز صبح را به حال خود به همان دوركعتى كه در مكه واجب شده بود باقى گذارد...))
۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه
رضایت و خشنودى خدا در چه کارها و امورى نهفته است
رضایت و خشنودى خدا امرى نسبى است، به این معنا که خداوند مجموعه قوانینى را براى تکامل و پیشرفت بشریت و سعادت و خوشبختى آنان فرستاده است، آن قوانین تشریعى که به صورت وحى و کتاب آسمانى و تفسیر و تفصیل آن توسط اولیاى الهى و معصوم در اختیار انسان قرار گرفته، مجموعهاى از بایدها و نبایدها را تشکیل مىدهد، انسان کامل کسى است که با اطاعت کلیه قوانین الهى، رضایت و خشنودى خدا را کسب کرده باشد، از سویى مىدانیم همه انسانها از لحاظ معرفت و شناخت، ایمان و معنویت، اطاعت و تسلیم پذیرى عملى فرمان الهى یکسان نیستند، خداوند از چهارده معصوم(ع) راضى و خشنود است، چنان که از سلمان و ابوذر و مقداد نیز راضی و خشنود است،اما میزان و نسبت رضایتمندى خداوند به میزان عمل آنان از لحاظ کمیت و کیفیت و اخلاص و معرفت آنان بستگى دارد. از سویى مىدانیم برخى اعمال از ویژگىهاى برتر و ممتازى برخوردارند، به گونهاى که مىتوان آنها را به عنوان اصول و زیر کارهاى جلب رضایت و خشنودى خداوند دانست. باید به قرآن که زبان خداوند است، مراجعه نمود و از زبان او کشف کرد که انجام چه کارهایى موجب جلب رضایت حضرتش مىگرد. رضایت وخشنودى خدا در بیش از سى آیه بیان شده است.
به برخى از آیات که تقریبا در بردارنده محتواى بقیه آیات و بیان کننده همه ویژگى هایى است که رضایت خداوند را جلب مىکند اشاره مىشود.
رضوان و رضایت خدا شامل کسانى مىگردد که:
1- ایمان به خدا و قیامت داشته باشند.
2- در صورت لزوم خانه و وطن خویش را براى حفظ دین شان رها کنند و هجرت نمایند.
3- با مال جان خویش در راه خدا جهاد نمایند.
4- پیوسته پیرو ولایت وامامت باشند.(1)
5- رضایت خدا را در صدق و راستى (گفتار و عمل) باید جست و جو کرد.(2)
رابطه تقوا و جلب رضایت خدا:
رعایت تقوا در همه کارها مخصوصا حق الناس موجب رضایت و خشنودى خداوند است، اما چون تقوا داراى مراتب و درجات است، قران رضایت خداوند را براى تقوا پیشگانى بیان مىکند که داراى شش صفت ممناز باشند:(3)
1- آنان که در برابر گفتار و کردار خویش به شدت احساس مسئولیت مىکنند و از کیفر گناهان خویش بیمناکند و پیوسته مىگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم ، پس ما را بیامرز و از عذاب آتش رهایى بخش!
2- تقوا سیرتانى که صبر و استقامت و پشتکار در طاعت خدا و ترک حرام و لذتهاى نامشروع و تمامى مصایب و مشکلات را پیشه خویش ساختهاند.
3- آنان که از نفاق، دورغ، تقلب و خیانت بدورند و راستگو و درست کردارند.
4- آنان که در راه بندگى و عبودیت خدا، خاضع و فروتن هستند.
5- آنان که از نفاق مال و جان خویش دریغ نمىورزند و با اشتیاق از آنچه که دارند، انفاق مىکنند.
6- آمرزش طلبان سحر خیزى که به یاد خدا در سحر گاهان به پا مىخیزند و در پیشگاه با عظمتش استغفار و طلب آمرزش مىکنند.(4)
شکر نعمت و خشنودى خدا :
در برخى آیات آمده که خداوند از کفران نعمت ناخشنود است و شکر نعمتهاى مادى و معنوى موجب جلب رضایت خدا مىگردد.(5)
عملى که موجب رضایت خداوند از حضرت اسماعیل(ع) شد:
قرآن در مورد حضرت اسماعیل(ع) مىفرماید: اسماعیل همواره مورد رضایت و خشنودى پروردگارش بود، چه این که او خوش قول و صادق الوعد بوده و پیوسته خانودهاش را به نماز و زکات توصیه مىنمود.(6)
در سوره توبه مىفرماید: رضایت و خشنودى خدا شامل حال مردان و زنان مؤمنى مىگردد که:
1- در برابر مسلمانان احساس مسئولیت مىکنند و یار و یاور یکدیگرند و همدیگر را تأیید و تقویت مىکنند.
2- پیوسته امر به معروف و نهى از منکر مىکنند.
3- در اقامه نماز و بر افراشته شدن فرهنگ و محتواى آن تلاش مىکنند.
4- زکات مال خویش را مىپردازند و از دستگیرى فقرا و مستمندان غفلت ندارند.
5- پیرو خدا و پیامبر هستند.(7)
دوستی دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او نیز جلب رضایت الهی است . امام صادق(ع) مىفرماید: «کسى که براى خدا دوست دارد و براى خدا دشمنى مىکند و براى خدا مىبخشد، ایمانش کامل است».(8)
در سوره ممتحنه مىفرماید: «اگر شما مسلمانان براى رضاى خدا و خشنودى او هجرت کردید و جهاد نمودید، پس با دشمنان خدا و دشمنان خودتان هرگز طرح دوستى نریزید».(9)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشتها:
1 - توبه (9) آیه 19 - 21.
2- مائده(5) آیه 119.
3- آل عمران (3) 16 و 17.
4- برداشت از تفسیر نمونه، ج 2، ص 344.
5 -زمر (39) آیه 7.
6 -مریم(19) آیه 55.
7- وبه (9) آیه 71 و 72.
8- جمعى از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 24، ص 26.
9- ممتحنه (60) آیه 1.
به برخى از آیات که تقریبا در بردارنده محتواى بقیه آیات و بیان کننده همه ویژگى هایى است که رضایت خداوند را جلب مىکند اشاره مىشود.
رضوان و رضایت خدا شامل کسانى مىگردد که:
1- ایمان به خدا و قیامت داشته باشند.
2- در صورت لزوم خانه و وطن خویش را براى حفظ دین شان رها کنند و هجرت نمایند.
3- با مال جان خویش در راه خدا جهاد نمایند.
4- پیوسته پیرو ولایت وامامت باشند.(1)
5- رضایت خدا را در صدق و راستى (گفتار و عمل) باید جست و جو کرد.(2)
رابطه تقوا و جلب رضایت خدا:
رعایت تقوا در همه کارها مخصوصا حق الناس موجب رضایت و خشنودى خداوند است، اما چون تقوا داراى مراتب و درجات است، قران رضایت خداوند را براى تقوا پیشگانى بیان مىکند که داراى شش صفت ممناز باشند:(3)
1- آنان که در برابر گفتار و کردار خویش به شدت احساس مسئولیت مىکنند و از کیفر گناهان خویش بیمناکند و پیوسته مىگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم ، پس ما را بیامرز و از عذاب آتش رهایى بخش!
2- تقوا سیرتانى که صبر و استقامت و پشتکار در طاعت خدا و ترک حرام و لذتهاى نامشروع و تمامى مصایب و مشکلات را پیشه خویش ساختهاند.
3- آنان که از نفاق، دورغ، تقلب و خیانت بدورند و راستگو و درست کردارند.
4- آنان که در راه بندگى و عبودیت خدا، خاضع و فروتن هستند.
5- آنان که از نفاق مال و جان خویش دریغ نمىورزند و با اشتیاق از آنچه که دارند، انفاق مىکنند.
6- آمرزش طلبان سحر خیزى که به یاد خدا در سحر گاهان به پا مىخیزند و در پیشگاه با عظمتش استغفار و طلب آمرزش مىکنند.(4)
شکر نعمت و خشنودى خدا :
در برخى آیات آمده که خداوند از کفران نعمت ناخشنود است و شکر نعمتهاى مادى و معنوى موجب جلب رضایت خدا مىگردد.(5)
عملى که موجب رضایت خداوند از حضرت اسماعیل(ع) شد:
قرآن در مورد حضرت اسماعیل(ع) مىفرماید: اسماعیل همواره مورد رضایت و خشنودى پروردگارش بود، چه این که او خوش قول و صادق الوعد بوده و پیوسته خانودهاش را به نماز و زکات توصیه مىنمود.(6)
در سوره توبه مىفرماید: رضایت و خشنودى خدا شامل حال مردان و زنان مؤمنى مىگردد که:
1- در برابر مسلمانان احساس مسئولیت مىکنند و یار و یاور یکدیگرند و همدیگر را تأیید و تقویت مىکنند.
2- پیوسته امر به معروف و نهى از منکر مىکنند.
3- در اقامه نماز و بر افراشته شدن فرهنگ و محتواى آن تلاش مىکنند.
4- زکات مال خویش را مىپردازند و از دستگیرى فقرا و مستمندان غفلت ندارند.
5- پیرو خدا و پیامبر هستند.(7)
دوستی دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او نیز جلب رضایت الهی است . امام صادق(ع) مىفرماید: «کسى که براى خدا دوست دارد و براى خدا دشمنى مىکند و براى خدا مىبخشد، ایمانش کامل است».(8)
در سوره ممتحنه مىفرماید: «اگر شما مسلمانان براى رضاى خدا و خشنودى او هجرت کردید و جهاد نمودید، پس با دشمنان خدا و دشمنان خودتان هرگز طرح دوستى نریزید».(9)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشتها:
1 - توبه (9) آیه 19 - 21.
2- مائده(5) آیه 119.
3- آل عمران (3) 16 و 17.
4- برداشت از تفسیر نمونه، ج 2، ص 344.
5 -زمر (39) آیه 7.
6 -مریم(19) آیه 55.
7- وبه (9) آیه 71 و 72.
8- جمعى از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 24، ص 26.
9- ممتحنه (60) آیه 1.
۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه
مقام معظم رهبری سال 89 را به عنوان سال همت و کار مضاعف نام گذاری فرمودند.

حضرت آیت الله خامنه ای در پیام آغاز سال نو تصریح کردند: سال 88 در یک جمله سال ملت ایران بود. در این سال ملت خوش درخشید.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این پیام افزودند: امسال را به عنوان سال همت و کار مضاعف نام گذاری می کنم.
مقام معظم رهبری تاکید فرمودند: به امید اینکه همه مسئولان کشور در بخش های مختلف فرهنگی سیاسی عمرانی به همراه مردم عزیزمان با گام ها و همت بلندتر و کار بیشتر راه های نرفته را بپیمایند و به اهداف نزدیک تر شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: باید از خداوند متعال استمداد کنیم و علم و ایمان را در میان خود بیشتر کنیم.
مشروح پیام نوروزى مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال 1389 سال «همت مضاعف و کار مضاعف» به شرح زیر است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
«یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار»؛ اى دگرگونکنندهى دلها و دیدها! اى ساماندهندهى به روز و شب! «یا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گردانندهى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترین حالها تبدیل فرما .
تبریک عرض میکنم عید سعید نوروز و آغاز سال نو را - که آغاز بهار و سرزندگى طبیعت است - به همهى هممیهنان عزیز که در سراسر کشور پهناور عزیز ما زندگى میکنند، و همچنین به همهى ایرانیانى که در هر نقطهاى از جهان هستند و چشم امید و انتظار به کشور عزیزشان دوختهاند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجانگذشتهاى که براى هدفهاى عالى انقلاب و کشور فداکارىهاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مایه گذاشتند و جوانان خود را تقدیم انقلاب و سربلندى کشور کردند؛ به خانوادههاى عزیز شهیدان، به جانبازان و خانوادههاى فداکار آنها و به همهى ایثارگران و کسانى که براى سربلندى کشور تلاش میکنند و کار انجام میدهند. و درود و سلام میفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان که سلسلهجنبان این حرکت عظیم مردمى و مایهى پیشرفت و اعتلاى کشور بزرگ اسلامى ایران بودهاند.
عید نوروز، آغاز رویش است. این رویش همچنان که در طبیعت محسوس است، میتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حرکت رو به پیشرفت ما نیز خود را مجسم و نمایان کند. نگاهى بیندازیم به سال 88 که اکنون به پایان آن رسیدهایم. اگر بنا باشد سال 88 در یک جمله تعریف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ایران، سال عظمت و پیروزى این ملت بزرگ، سال حضور تاریخى و اثرگذار این ملت در عرصههائى که به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت کشورمان بستگى داشت و منتهى میشد.
در آغاز سال 88 مردم با حضور بىسابقهى خود انتخاباتى را ساماندهى کردند که در تاریخ انقلاب ما - و البته در تاریخ طولانى کشور ما - سابقه نداشت و یک نقطهى برجسته و اوج به حساب مىآمد. در طول ماههاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حرکتى عظیم و سرنوشتساز، حضور خود، ارادهى خود، ایستادگى خود، عزم ملى خود و بصیرت خود را نشان دادند.
تفسیر کوتاهى که از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه میشود ارائه کرد، عبارت از این است که دشمنان کشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همهى تلاش خود و توان خود و نیروهاى خود را متمرکز کردهاند براى اینکه بتوانند این انقلاب را از درون شکست بدهند. ملت در مقابل این توطئهى بزرگ، این حرکت خصمانه، با آگاهى و بصیرت و عزم و ایستادگىِ بىنظیرى توانست دشمن را به شکست بکشاند. تجربهاى که در این هشت ماه بعد از انتخابات تا بیست و دوم بهمن بر این ملت و بر این کشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقیقتاً مایهى سربلندى ملت ایران است.
در سال 88 ملت خوش درخشید؛ مسئولین هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. این تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدیر است. بر همهى ناظران منصف فرض است که از این تلاشها، از این زحمات و کار و کوششى که براى عمران و آبادانى و پیشرفت کشور در عرصههاى مختلف انجام گرفت، قدردانى کنند. در عرصهى علمى، در عرصهى صنعتى، در فعالیتهاى اجتماعى، در سیاست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولین کشور کارهاى بزرگى را انجام دادهاند. خداوند به همهى آنها اجر عنایت کند و توفیق پیشرفت مرحمت بفرماید.
آنچه که از ملاحظهى وضعیت موجود کشور و ظرفیتهاى عظیمى که در دل این کشور و ملت بزرگ نهفته است، میشود به دست آورد، این است که آنچه ما انجام دادهایم، آنچه مسئولین و مردم انجام دادهاند، در مقابل آنچه که ظرفیت عظیم این کشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، کار بزرگى نیست. باید تلاشها را بیش از آنچه که در گذشته انجام دادهایم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.
در این دعائى که در آغاز هر سال، در هنگام تحویل، همه میخوانیم، این فِقره جالب توجه است که میفرماید: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمیفرماید ما را به روز نیکى، حال نیکى برسان؛ به پروردگار عرض میکند ما را به بهترین حالها، به بهترین روزها، به بهترین وضعیتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همین است که در همهى عرصهها به بهترینها دست پیدا کند.
امسال براى اینکه ما بتوانیم آنچه را که در این دعاى شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفهى ماست، انجام بدهیم، براى اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهاى کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکمتر و پرتلاشتر کنیم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذارى میکنم. به امید اینکه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سیاسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همهى عرصهها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکمتر، راههاى نرفتهاى را بپیمایند و به هدفهاى بزرگ خود انشاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است.
باید به خداى متعال توکل کنیم؛ از خداى متعال استمداد کنیم و بدانیم که زمینه براى کار، زیاد است. دشمنان، دشمن علم و ایمان جامعهى ما هستند. علم و ایمان را به صورت مضاعف در میان خودمان باید تقویت کنیم. انشاءاللَّه راهها هموار خواهد شد؛ موانع، کوچک خواهد شد و کمک الهى و نصرت الهى، ملت ما و کشور ما و مسئولین ما را همراه و زیر سایهى خود خواهد داشت.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این پیام افزودند: امسال را به عنوان سال همت و کار مضاعف نام گذاری می کنم.
مقام معظم رهبری تاکید فرمودند: به امید اینکه همه مسئولان کشور در بخش های مختلف فرهنگی سیاسی عمرانی به همراه مردم عزیزمان با گام ها و همت بلندتر و کار بیشتر راه های نرفته را بپیمایند و به اهداف نزدیک تر شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: باید از خداوند متعال استمداد کنیم و علم و ایمان را در میان خود بیشتر کنیم.
مشروح پیام نوروزى مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال 1389 سال «همت مضاعف و کار مضاعف» به شرح زیر است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
«یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار»؛ اى دگرگونکنندهى دلها و دیدها! اى ساماندهندهى به روز و شب! «یا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گردانندهى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترین حالها تبدیل فرما .
تبریک عرض میکنم عید سعید نوروز و آغاز سال نو را - که آغاز بهار و سرزندگى طبیعت است - به همهى هممیهنان عزیز که در سراسر کشور پهناور عزیز ما زندگى میکنند، و همچنین به همهى ایرانیانى که در هر نقطهاى از جهان هستند و چشم امید و انتظار به کشور عزیزشان دوختهاند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجانگذشتهاى که براى هدفهاى عالى انقلاب و کشور فداکارىهاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مایه گذاشتند و جوانان خود را تقدیم انقلاب و سربلندى کشور کردند؛ به خانوادههاى عزیز شهیدان، به جانبازان و خانوادههاى فداکار آنها و به همهى ایثارگران و کسانى که براى سربلندى کشور تلاش میکنند و کار انجام میدهند. و درود و سلام میفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان که سلسلهجنبان این حرکت عظیم مردمى و مایهى پیشرفت و اعتلاى کشور بزرگ اسلامى ایران بودهاند.
عید نوروز، آغاز رویش است. این رویش همچنان که در طبیعت محسوس است، میتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حرکت رو به پیشرفت ما نیز خود را مجسم و نمایان کند. نگاهى بیندازیم به سال 88 که اکنون به پایان آن رسیدهایم. اگر بنا باشد سال 88 در یک جمله تعریف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ایران، سال عظمت و پیروزى این ملت بزرگ، سال حضور تاریخى و اثرگذار این ملت در عرصههائى که به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت کشورمان بستگى داشت و منتهى میشد.
در آغاز سال 88 مردم با حضور بىسابقهى خود انتخاباتى را ساماندهى کردند که در تاریخ انقلاب ما - و البته در تاریخ طولانى کشور ما - سابقه نداشت و یک نقطهى برجسته و اوج به حساب مىآمد. در طول ماههاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حرکتى عظیم و سرنوشتساز، حضور خود، ارادهى خود، ایستادگى خود، عزم ملى خود و بصیرت خود را نشان دادند.
تفسیر کوتاهى که از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه میشود ارائه کرد، عبارت از این است که دشمنان کشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همهى تلاش خود و توان خود و نیروهاى خود را متمرکز کردهاند براى اینکه بتوانند این انقلاب را از درون شکست بدهند. ملت در مقابل این توطئهى بزرگ، این حرکت خصمانه، با آگاهى و بصیرت و عزم و ایستادگىِ بىنظیرى توانست دشمن را به شکست بکشاند. تجربهاى که در این هشت ماه بعد از انتخابات تا بیست و دوم بهمن بر این ملت و بر این کشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقیقتاً مایهى سربلندى ملت ایران است.
در سال 88 ملت خوش درخشید؛ مسئولین هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. این تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدیر است. بر همهى ناظران منصف فرض است که از این تلاشها، از این زحمات و کار و کوششى که براى عمران و آبادانى و پیشرفت کشور در عرصههاى مختلف انجام گرفت، قدردانى کنند. در عرصهى علمى، در عرصهى صنعتى، در فعالیتهاى اجتماعى، در سیاست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولین کشور کارهاى بزرگى را انجام دادهاند. خداوند به همهى آنها اجر عنایت کند و توفیق پیشرفت مرحمت بفرماید.
آنچه که از ملاحظهى وضعیت موجود کشور و ظرفیتهاى عظیمى که در دل این کشور و ملت بزرگ نهفته است، میشود به دست آورد، این است که آنچه ما انجام دادهایم، آنچه مسئولین و مردم انجام دادهاند، در مقابل آنچه که ظرفیت عظیم این کشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، کار بزرگى نیست. باید تلاشها را بیش از آنچه که در گذشته انجام دادهایم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.
در این دعائى که در آغاز هر سال، در هنگام تحویل، همه میخوانیم، این فِقره جالب توجه است که میفرماید: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمیفرماید ما را به روز نیکى، حال نیکى برسان؛ به پروردگار عرض میکند ما را به بهترین حالها، به بهترین روزها، به بهترین وضعیتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همین است که در همهى عرصهها به بهترینها دست پیدا کند.
امسال براى اینکه ما بتوانیم آنچه را که در این دعاى شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفهى ماست، انجام بدهیم، براى اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهاى کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکمتر و پرتلاشتر کنیم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذارى میکنم. به امید اینکه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سیاسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همهى عرصهها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکمتر، راههاى نرفتهاى را بپیمایند و به هدفهاى بزرگ خود انشاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است.
باید به خداى متعال توکل کنیم؛ از خداى متعال استمداد کنیم و بدانیم که زمینه براى کار، زیاد است. دشمنان، دشمن علم و ایمان جامعهى ما هستند. علم و ایمان را به صورت مضاعف در میان خودمان باید تقویت کنیم. انشاءاللَّه راهها هموار خواهد شد؛ موانع، کوچک خواهد شد و کمک الهى و نصرت الهى، ملت ما و کشور ما و مسئولین ما را همراه و زیر سایهى خود خواهد داشت.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
اشتراک در:
پستها (Atom)